درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

مرداب

توی مرداب نگاهت یه نفر داره میمیره

دست و پا میزنه اما واسه موندن خیلی دیره

یکی اینجا روبرومه که خراب آرزوشه

یه مسافر غریبس که با مردم نمیجوشه

یکی که بخاطر تو با یه دنیا در میوفته

حتی واسه بی وفائیت شعر عاشقونه گفته

روبروم نشسته بی تو زل زده تو چشمای من

میگه با سرخی آواز تلخی سکوت و بشکن

اون منم همون که عشقت مثه ایینه روبروشه

اون منم همون غریبه که با هیچکس نمیجوشه

یکی که فروغ چشماش از همون مرداب خیسه

خط به خط گلایه هاشو میخونه نمی نویسه

        



نوشته شده توسط :ندینا
چهارشنبه 21 شهریور 1386-02:09 ق.ظ
نظرات() 







شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic